تبليغاتX
سنگسر سرزمین دلاوران × SANGESAR مهدیشهر

سنگسر سرزمین دلاوران × SANGESAR مهدیشهر

شهرستان مهدیشهر تاریخ سنگسر فرهنگ سنگسری تمدن سنگسر زنان سنگسری نژاد سنگسری هژبر یزدانیsangesari 1

با سلام

با توجه به تغییر لغات قدیمی سنگسری به زبان فارسی  و تغییر لغات و اصطلاحات و ضرب المثال های پر بار سنگسری به زبان آمیانه نیمه فارسی > از دوستداران و صاحب نظران سنگسری دعوت میشود که با گفتن لغاتی که آنها تغییرش در صحبتها را احساس میکنند به ما کمک کنند.ضمن اینکه اخیرا بحوثی در مورد زبان سنگسری مطرح شده است که واژه های اصل زبان فارسی پهلوی در این زبان وجود دارد ، لذا از شما دوستان عزیز تقاضامندم برای جلوگیری از فراموشی این زبان مقدس از اذهان سنگسریها هر لغتی که شما از پدر بزرگان و کلا از افراد قدیمی سنگسری میتوانید بپرسید را در این وبلاگ قرار دهید تا پس از رسیدن به حد مطلوب واژگان در کتابی چاپ شوند.

توصیه میکنم حتما کمک کنید.                                                با تشکر

به عنوان مثال:

 در حال حاضر به ندرت از این لغات استفاده میشود:

(آفتابه=برق)،(هواکش=لوژنگ)،(ماه=مونگ)،(کتل=گرفتگی زبان)

(کلوشین : چوبی که با آن آتش را زیر و رو میکنند)و...

 و با کمک شما به این تومار لغات جدید اضافه میشود.

توجه:لغات را در قسمت نظرات بنویسید تا بعد از مرتب شدن در سایت گذاشته شوند.

این تومار توسط عده ای کثیر از دوستداران سنگسری حمایت میشود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 16:4  توسط cracker7.2  | 

تفسیر زنده یاد کیانوش حیدریه در مورد کتاب ((تاریخ سنگسر))

(شروع مجدد نظر سنجی بازگرداندن نام مهدیشهر به سنگسر:در قسمت نظر سنجی رای خود را بگوئید)

نيم نگاهي بر مقدمه  « سنگسر سرزمين دلاوران سرسخت»

 با سلامی ديگر

در اين مجال قصد ورود به متن پرداخته هاي حضرت رفيع ، كه به حق بايست بنيانگذار علم تاليف و پژوهش و تحقيقش ناميد را ندارم، چرا كه ورود به آن ميدان رشته كلام را به سرانجامي دراز خواهد كشانيد.به همين جهت براي شيرين ساختن كام خوانندگان احتمالي خرمن هفت رنگ گرد آوري شده توسط آن حضرت مروري بر مقدمه آن ميكنم كه به نظر مي رسد خستگي ناشي از نوشتن آن تا زماني دراز بر گرده نويسنده سنگيني خواهد كرد، روزگار اگر بگذارد در نوشته اي ديگر و در فرصتي بهتر متن آن گنج بادآورد را مرور خواهيم كرد.و اما بعدِ عبورازصفحه اول تا سوم اين اوراق وكشيدن نفسي عميق از ديدن تصوير تيره و تاري از سنگسر دهه چهل در صفحه چهار، فاتحه الكتاب با دو بيتي منظوم از حضرت رفيع اينگونه آغاز مي شود:

 شهــــــر سمنان است و نبض جان من              در هواي عشــــــــــق من ايران من

تن به تهـــــران است و دل در آن مكان               زين جدائي مي كنـــــــد هر دم فغان

بنده هر چه بيشتر جستجو كردم تا شايد بتوانم ارتباط اين دو بيت را كه از قضا سه بار در اين پژوهش ونگارش تكرار شده است را...

ما بقی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 13:12  توسط cracker7.2  | 

« زبان سنگسری»

دائرةالمعارف زندۀ زبانهای منقرض شده جهان

سنگسر (مهدیشهر )یکی از اصیل ترین شهرهای کشور ماست که از تهاجم و تداخل فرهنگهای بیگانه تا حدود زیادی جان سالم بدر برده است و نمونه کم نظیر برای مطالعه فرهنگ است.

من خود بعنوان یک سنگسری در مطالعه زبانهای گوناگون به ناگاه متوجه واژه هائی در زبانهای آلمانی و  اردو و هندو شدم که به عینه در زبان مادری ام حضور داشتند. و از این امر مهمتر بتدریج در مطالعه زبان پهلوی و سانسکریت که دو زبان مرده محسوب می شوند متوجه واژه هائی سنگسری  شدم که هم اکنون در گویش روز مزه مردم حضور دارد. و حتی به تعدادی واژۀ عبری در متون عهد عتیق روبرو شدم که عیناً سنگسری بودند. از اینهمه تنوع زبانی از سراسر جهان و طول تاریخ کهن در زبان مادری ام به شورو شگفت آمدم تا با نگاهی عمیق تر و جدی تر به زبان و فرهنگ و نژاد این قوم بپردازم. شاید این ویژگی در هر زبان زنده دیگری هم در جهان موجود باشد. در قران کریم می خوانیم که دورانی همه انسانهای روی زمین به یک زبان سخن می گفته اند. این واقعیت را به عینه می توان در زبان سنگسری به اثبات رسانید که دائرةالمعارف زنده همه زبانهای منقرض شده در طو ل  تاریخ بروی زمین است و از هر زبان مرده یا زنده ای می توان چند واژه را در این زبان پیدا نمود. آلمانی ، چینی ، پهلوی ، عربی ، عبری ، سانسکریت و هندو. به اساتیدی که بطور تخصصی در

 زبان شناسی فعالیت دارند مطالعه زبان سنگسری را جداً پیشنهاد می کنم و خود نیز در این با ب حاضر به همکاری می باشم.

و علاوه بر این در وادی معرفت نفس، درک عمیق زبان مادری از اهمّ امور است چرا که خدا شناسی حاصل از خود شناسی ،از امیّت و زبان مادری بر می خیزد همانطور که خداوند با هر قومی با زبان مادری آنها سخن گفته است. پس شناخت زبان مادری جنبه ای از وظیفه دینی و  معرفتی می باشد و گامی در خود شناسی و خدا شناسی.

زبان مادری هر کسی همان زبانی است که خدایش با او سخن می گوید. همانطور که بقول رسول اکرم (ص) حبّ وطن از ایمان است حبّ زبان مادری نیز از عرفان است. به همین دلیل عبادات و راز و نیاز هر کسی جز از طریق زبان مادری مقبول و معلوم در گاه حق نمی افتد. زبان مادری زبان خداست. به همین دلیل شیخ بهائی سلطان فقه شیعه ، مثنوی مولوی را قرآن ایرانیان می نامد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 0:33  توسط cracker7.2  |